انتظار
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 0:56
کاش میدونستی من روزی چندبار اینجا رو ریفرش میکنم به امید اینکه یه خبر از خودت گذاشته باشی ...
همچنان به فکر نکردن ب تو فکر میکنم
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 0:56
ولی این انصاف نیست تو هم ای دی تلگراممو داشته باشی، هم وبلاگمو بخونی اما من هیچ خبری ازت نداشته باشم!
تو
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 0:56
جایت خالی خواهد ماند و جای خالی ت از همه انهایی ک هستند زیباتر است...
کاش میتونستم باهات حرف بزنم دیکتاتور کوچولو
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 0:56
یه پسری هست از هم کلاسیام، ازم خوشش میاد، پسر بدی نیست! به استاد روان شناسیم گفتم من هنوزم ب حسین فکر میکنم!میگه این پسره هم یه روزی واست میشه مث حسین! مطمعن باش! ولی من مطمعن نیستم! راستی حسین تو تونستی منو فراموش کنی؟
من همیشه پشت در موندم
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
خیلی وقته تنهاییم. پشت در موندیم، هیچکیم نیست درو وا کنه...
پایان فرایند ثبتنام
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
لست أمام عيني ولكنك كل ما أرىٰ...جلوي چشمم نيستي، اما تنها چيزي هستي كه ميبينم...
تو نیستی و همیشه انگار یه چیزی کمه
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
کلی اتفاق افتاده ک دوست دارم بودی تا با اب و تاب واست تعریف میکردم...
هزیون
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
کاش میومدی و میگفتی تموم حرفات دروغ بود، میگفتی حالت ازم بهم میخوره، دوستم نداری ، کاش میشد میتونستم باهات حرف بزنم...
احساس مالکیت بر کل خوابگاه
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
الان تنها دانشجوی تو این خابگاهم!بچه ها میگن هم اتاقیم ی دختر کرمانشاهیه! احساس خوبی به این قضیه ندارم. امیدوارم مثل بقیه کرمانشاهیایی ک دیدم نباشه
چه گزاف است بهایِ "به کسی دل بستن"...
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
باید پاشم لباسامو بشورم ک از عصر تو تشت ابه و بوی گوه گرفته احتمالا،ظرفارو بشورم،غذا بپزم،نماز بخونم،ولی من دلم واسه حرف زدن باهات تنگ شده، دراز کشیدم رو تخت و تو ذهنم دارم باهات حرف میزنم:)
کدبانو طوری
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 20:44
امروز خیلی کدبانو طور رفتم بازار روز شهر دانشجویی سبزیجات خریدم، پاک کردم ، یه بخشی رو پختم.بسته بندی کنم بزارم فریزر:)